بخش عظیمی از درآمد اپل مربوط به محصولات جدیدی است که ارائه می کند. به طوری که بیش از دو سوم از درآمد این شرکت وابسته به محصولاتی است که در ۵ سال اخیر عرضه شده است (مانند آی فون و آی پد). حتی ۷۸ درصد از درآمد اپل حاصل از فروش محصولاتی است که تا ده سال پیش کسی حتی فکر ارائه آن را هم نمی کرد.

این موضوع نشان دهنده ضرورت ارائه محصولاتی جدید از سوی اپل در سطح آی پاد، آی فون و آی پد در دهه پیش رو است تا آنها بتوانند سیر رو به رشد فروش خود را حفظ کنند. این طور نیست؟

هرگز!

مهمان گرامی شما نمیتوانید عکس ها و تصاویر را مشاهده کنید. برای ثبت نام و دیدن تصاویر اینجا کلیک نمائید .


آی پاد، آی فون، آی پد… چرا سیر ارائه محصولات جدید در اپل متوقف شده است؟

آی فون, آی پاد, آی پد, مک | ۲۵٫ مرداد, ۱۳۹۰ توسط سبحان معظمی | ۱ دیدگاه

بخش عظیمی از درآمد اپل مربوط به محصولات جدیدی است که ارائه می کند. به طوری که بیش از دو سوم از درآمد این شرکت وابسته به محصولاتی است که در ۵ سال اخیر عرضه شده است (مانند آی فون و آی پد). حتی ۷۸ درصد از درآمد اپل حاصل از فروش محصولاتی است که تا ده سال پیش کسی حتی فکر ارائه آن را هم نمی کرد.

این موضوع نشان دهنده ضرورت ارائه محصولاتی جدید از سوی اپل در سطح آی پاد، آی فون و آی پد در دهه پیش رو است تا آنها بتوانند سیر رو به رشد فروش خود را حفظ کنند. این طور نیست؟

هرگز!

محصولات جدید بخشی از یک استراتژی هوشمندانه بودند که اپل در سال ۱۹۹۷ اتخاذ نمود. با ادامه چنین خط مشیی، و نه با تولید دسته بندی های جدید محصولات، اپل کنترل بازار را در آینده در اختیار خواهد داشت.

در طی هفته گذشته اپل دو بار به عنوان ارزشمندترین شرکت دنیا معرفی شد. عنوانی که با فاصله نزدیکی نسبت به شرکت Exxon به دست آمد. اما این دو شرکت چه از لحاظ نوع محصول و چه از لحاظ کلاس کاری با هم قابل مقایسه نیستند.

اپل سابقا یک بازنده بزرگ بود. حدود ۱۴ سال پیش اپل هر ساله دچار ضرر و زیان بود.

در بازار رایانه های شخصی اپل مغلوب مایکروسافت شده بود، تلاش های اپل برای تولید پلتفرم های جدید به ویژه پلتفرم نیوتن بی نتیجه مانده بود و شرکت در یک اوضاع نا به سامان دست و پا می زد. اگر اپل به سمت انحصاری شدن پیش می رفت، تبدیل به یک شرکت کوچک معمولی می شد. اگر به حرکت در راه سنتی شدن ادامه می داد، از سوی رقبای سنتی کارآمدتر تهدید می شد.

اپل در آن دوران نه تنها یک بازنده بود، بلکه به نظر می رسید هیچ راه چاره ای نیز روبه روی خود نمی دید. این وضعیت نتیجه سیاست های دهه ۸۰ این شرکت بود.

در سال ۱۹۹۷ اپل به سیاه ترین دوران در تاریخ خود رسیده بود. در چنین اوضاعی اپل به ناچار تن به قراردادی داد که در ازای دریافت ۱۵۰ میلیون دلار از مایکروسافت، Internet Explorer را به عنوان مرورگر اصلی Mac عرضه کند. اپل برای بقا به این پول و همکاری واقعا نیازمند بود.

در چنین شرایطی بود که در سال ۱۹۹۷ اپل سمت استیو جابز را از مشاور به مدیر عامل موقت ارتقا داد. استیو به یک رهبر کاردان شباهت داشت که افکاری برای ایجاد و پرورش شرکتی برای خود را در سر می پروراند.

جابز به یک باره افرادی معتمد را به هیئت مدیره آورد و دستور توقف تمامی خطوط تولید را صادر نمود تا فضا را برای پیاده سازی ایده های خلاقانه خود آماده نماید.

دیدگاه جدید اپل را از یک شرکت کامپیوتری به یک شرکت ابزار محتوا تبدیل می کرد. البته تنها شرکت ابزار محتوا! زیرا هیچ شرکت دیگری چه در آن دوران و چه در حال حاضر چنین استراتژی ای نداشته و ندارد.

اپل در سال ۱۹۹۷ این ایده را رسما اعلام کرد. شعار «متفاوت فکر کنید» از همان زمان بر سر زبان ها افتاد. این شعار فضای تبلیغاتی آن زمان را تحت تاثیر قرار داد. اپل به جای شعار تکراری «این را بخرید، چون سریعتر و ارزانتر بوده و برنامه های بیشتری اجرا می کند»، شعار «استعداد خود را شکوفا کنید، ما ابزار خلاقیت را به شما می دهیم» را ارائه داد.

در شرایطی که مایکروسافت یک شرکت تولید کننده نرم افزار، دِل یک شرکت تولید کننده سخت افزار، گوگل یک شرکت تبلیغاتی و اچ پی یک شرکت ارائه دهنده راه حل های تجاری آماده به کار مطرح بودند، اپل با هدف محصولاتی برای خلق محتوا و محصولات مصرفی وارد عمل شد.

البته محصولات اپل دستگاه هایی چند منظوره، مناسب برای ایجاد ارتباط، مقاصد تجاری، پرداخت مالیات و دیگر کاربردها هستند. با این حال خلق و مصرف محتوا تمرکز اصلی اپل و مرکز اصلی توجه در استراتژی رو به کامیابی اپل است.

اپل در سال ۱۹۹۷ متوجه شد که روش های معمول انتشار محتوا ملال آور شده اند:

مردم برای هر CD موسیقی ۱۲ تا ۱۸ دلار می پرداختند و برای پخش آن ناچار به حمل پخش کننده های سنگین بودند. تلویزیون های کابلی گران بودند و رادیو ها محتوای جالبی نداشتند. مجله ها و روزنامه ها هم گران و وقت گیر شده بودند.

در چنین شرایطی اپل به درستی تشخیص داد که فن آوری های جدید دیجیتال در کنار اینترنت می تواند بازار محتوای مصرفی را متحول نماید. البته اپل نقش مخرب صنایع تولید محتوای سنتی در جلوگیری از روال تغییر را نادیده نگرفت.

مردم دلیل موفقیت اپل در فروش آی پاد، آی فون و آی پد را طراحی جذاب در کنار کارایی نزدیک به نیاز جامعه می دانند. با این حال بدون در نظر گرفتن استراتژی تولید محتوای اپل، پی بردن به راز موفقیت های اخیر این شرکت ناممکن است.

در زمانی که رقبای اپل بر تولید وسایل متمرکز بودند، اپل در حال تمرکز بر روی ایجاد تغییر بنیادی در روش تعامل کاربران با فرهنگ انسانی بود. آی پاد پاسخ اپل به نیاز کاربران برای استفاده از رسانه های دیجیتال و اینترنت و بهبود اوضاع محتوای صوتی بود. آی فون، آی پد و اپل تی وی نیز داستان مشابهی دارند.

در کنار ارائه این محصولات جدید، در دهه اخیر اپل محصولات خود از جمله مک بوک را در همین راستا ارتقا داد.

در حقیقت دلیل اینکه اپل خلق پلتفرم های جدید را متوقف کرده است این است که در دهه پیش رو هیچ محصولی نمی تواند به اندازه آی پاد، آی فون و آی پد نیاز کاربران امروزی را برطرف کند.

با این حال پیش بینی می شود اپل یک دستگاه تلویزیون با فن آوری جدید را در آینده نه چندان دور عرضه کند. البته مشخص است که چنین محصولی نمی تواند همانند آی پد به عنوان اختراع اپل مطرح باشد. تنها می توان آن را یک تلویزیون بهتر دانست!

اپل برای بقا و رشد خود در دهه آینده به معرفی محصولات جدید نیاز ندارد. بلکه برای پیشرفت نیازمند بهینه سازی محصولات موجود و ارتقای آنهاست. برای مثال افزودن قابلیت های لمسی به مک ها می تواند ایده خوبی باشد. منتظر آی مک های تمام لمسی و مک بوک های تمام اسکرین (که صفحه کلیدشان درون اسکرین مجتمع باشد) در ۵ سال آینده باشید. مطمئن باشید اپل به ابتکارات درخشان خود ادامه می دهد، اما نه با تولید محصولات جدید، بلکه با ارتقای کاربری محصولات جدید.

در عرصه سیستم عامل iOS مدلی مناسب برای فراگیری در آینده بازار کسب و کار خواهد بود. با پلتفرم iOS اپل از فروش وسایل مجتمع سخت افزاری و نرم افزاری درآمدزایی خواهد کرد. این باعث ورود اپل به بازار برنامه های third party و سهیم شدن آن در این بازار است.

اپل در صدد ارائه نسخه های مخصوص کامپیوترهای رومیزی و لپ تاپ ها و حتی تلویزیون ها از همین پلتفرم است.

اپل در نظر دارد بازارهایی را که بار پشتیبانی بالایی دارند به شرکت های رقیب از جمله شرکت های چینی تولیدکننده تبلت، تولیدکننده های کره ای گوشی موبایل واگذار کند تا در حاشیه بازار نزدیک به صفر سخت افزار به جنگ با یکدیگر مشغول باشند.

در حال حاضر اپل موفق ترین شرکت دنیا است زیرا بهترین استراتژی تجاری را در پیش گرفته است: بهبود هر آن چه در خلق و کاربری محتوا دچار آسیب شده است

با ادامه این استراتژی بدون شک روزهای بهتری در انتظار اپل خواهد بود…